به دوستم میگیم تهرونم یه ذره خندید بعد گفت شمول نمیای؟ یه لحظه فک کردم داره پیشنهادی چیزی میده که متوجه شدم منظورش شماله! گفتم چرا شمول هم میام :دی بعد دیگه خوشش اومده بود هی شهرا رو با وو می گفت یعنی رفیق نیستن اینا که ... ، جاتون خالی رفتیم ساکن شدیم و پس از اولین سال تجربه ی خوابگاه امسال حتما تجربه ی خانه ی مجردی دو نفره را هم به کارنامه اضافه خواهم کرد. کلیداش رو کپی کردم و سکنا گزیدیم...
برچسب:
نویسنده: زهرا فدایی