خرید بک لینک

یکی از دوست داشتنی ترین روزهای زندگیم بود جاتون خالی تنها مشهد بودم ، انقدر اتفاقای عجیبی افتاد که مطمئن شدم چرا رفتم، شهری که اگه تا چند ماه پیش میرفتم اوضاع فرق داشت. حالا جدا از کنجکاوی های تک نفره ای که داشتم. صبح رفتم دانشگاه فردوسی ، اولش به شدت حسرت خوردم که چرا الان به جای مشهد بابل هستم چون می تونستم جوری انتخاب کنم که دانشگاهی مثل فردوسی درس بخونم نه نوشیروانی اما این حرفا رو داشتم فقط از رو ظاهر و اسم دانشگاه میزدم همون موقع به خودم گفتم یه کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکن با اینکه قضاوت کردم و همون موقع هم تونستم خودم رو قانع کنم که بابل بهتره به لحاظ اقلیمی اوضاع جوری پیش اومد که رفتم سر کلاس بیوراکتور بچه های بیوتکش نشستم و متوجه شدم وطنم پاره ی تنم و با اینکه در مجموع بد نبود سگ بابل و استاداش به اون دانشگاه می ارزه!

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:22

صفحه بندی