خرید بک لینک

یکی از دوستان گرامی 14 کامنت در 14 پست گوناگون گذاشتن و همش هم بی نام هست یعنی ارزو به دلم موند یکیتون اسم بذاره ، به اخرین کامنت ها که نگاه می کنم همه اسما سه نقطه و دو نقطه و لبخندو غریبه و اشنا و یکی که می دونیو و ... هستن. خوب برادر / خواهر من چه کاریه لااقل مثل بقیه دوستان که اسم الکی می زارن و هر سری با یه اسم کامنت می زارن و نمی دونن ای پی ایی هست :دی عمل کن که من دلم خوش باشه :دی.

خیلی سرحال میشم وقتی می بینم چارتا دونه ادم بدون اینکه بخوان شناخته بشن حال ادم رو خوب می کنن و همه سعی دارن شادی رو هدیه بدن بهم. واقعا ممنونم که بی هیچ منتی و انتظاری کامنت می زارید یا حتی می خونید این خزعبلات بنده رو :دی

یه نکته نامربوط هم بگم در مورد سفره ی افطار که اصلا ربطی به سفره افطار نداره و ابزار الاتش رو بازیچه ی قصه ام کردم. دیدین نشستین سره سفره بعد همه چی هست و شما می دونید شام فسنجونه و نمی خواین معده ی گرام رو پر کنید حتی برای یک ثانیه ؟ تمام فرنی و بامیه و مربا و ... رو کنار می زنید که فسنجونه بیاد ؟ خوب قطعا اینجوری نشده ولی من دارم میگم فرض کنید در همچین لحظه ای که خودتون رو از همش منع کردین تصمیم بگیرین که فسنجون رو هم نخورم به یک دلیل بی خود مثلا چاق میشم و پاشید برید از سر سفره اون آدم منم اره خود اقای روانیست!

به نظرم هر چی رو که انگول کنی اونم بیشتر انگولت میکنه لذا بکش خودتو از برق برادر من ...

...

بیا و طریق محبت شما یکی بگذار که اول شرط نداشتن عقل است.

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 23:01

صفحه بندی