اقا ما به یکی گفتیم
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:22
اقا ما به یکی گفتیم یه دختر معرفی کن بعد از کلی صحبت اینا خواهر خانمش رو معرفی کرد بعد از چندین ساعت حرف بهش گفتم راستی متولد چه ماهیه ، گفت خرداد ، دستش رو به گرمی فشردم و خداحافظی کردم کی زن می خواد اخه اونم خرداد :دی هیچی دیگه الان به این نتیجه رسیدم دنیا چقدر تنهایی قشنگ تره ، بوی اقاقیا شبنم و ...
درد و دل جان گداز
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:22
از همون روزی که با بچه ها رفتیم لب ساحل تقریبا یک هفته می گذره هنوز عینکم درست نشده و عینک قدیمیم نمره اش کمه چشام به شدت درد می کنن و اینه که ادم باید بفهمه که معلولیت محدودیته...
شب های بی خوابی
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:22
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
از تهران تا بابل
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:22
1.شاید یکی از شیرین ترین نه های زندگی نه گفتن به عقاید روشن فکرانه ی عده ای راحت طلب باشه ، به نظرم آدم هر چقدر هم که تو حریم خودش دو رو باشه یا حتی رنگاش گاهی خیلی بالا پایین بره در مقابل دیگران باید همیشه یک رنگ باشه ، همین ثبات یک رنگی در برابر دیگران منجر به ثبات شخصیت خودش میشه ، کدوم از ماهاس
باشه هر چی تو بگی
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 4:07
دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن به از آن است کــه در دام نــگاه افتادن سیب شیرین لبت باشد و آدم نـخورد؟ تو بهشتی و چه بیم از به گناه افتادن لاک پشتانه به دنبال تو می آیم و آه چه امیدی که پی باد به راه افتادن؟ آخر قصـــه ی هر بچه پلنگــی این است: پنجه بر خالی و در حسرت ماه... افتادن با دلی پاک،
پریده جاش مونده
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 4:07
عمیقا از رفتنش ناراحتم چون کم کم چیزایی که خیلی وقته دارمشون دارن تموم میشن یا از بین میرن. عینک عزیز و دوست داشتنیم رو این هفته به آب دریا سپردم غرق شد رفت ... پ.ن : هیچوقت فکر نمیکردم بعد از تموم شدن امتحانا یه حالت گسی بهم دست بده که دلم بخواد برگردم به روزای قبلش و سرخوش باشم با حال خوشی که داشت...
حال خوب تابستونی
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 4:07
یعنی صبح پاشی ببینی خرداد جاش رو داده به تابستون ، سلام دون دون، سلام هندونه ، سلام تابستون ، سلام عشق و حال مرسی که نه امتحان میگیری ازمون نه استرس داری نه حال گیری و کلاس :دی #عاشق تابستون شدم برعکس همیشه
درستش چیه؟
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 4:07
اینجانب خطاب به هیچ شخص حقیقی و حقوقی چیزی نمی نویسم مگر ذکر کنم و معمولا فحش و در وری بخوام بنویسم یه جوری میگم طرف می فهمه و قشنگ اسم می برم. لذا کامنت نامربوط و خود خطاب پنداری درج نفرمایید. یه مقدار کله ام بوی قرمه سبزی می داد که به مجازی ربطی نداشت و حل شد. اره خلاصه رمزی حرف زدن و اینا نداریم ...
آتش بی اختیار
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 4:07
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ادبیات صحیح
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 4:07
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بوی بهار نارنج 2
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 23:01
چشمم به حرف آمده و بی قرار، لب کی بشکند سکوت مرا بی گدار، لب تقدیم تو هزاره ی من! یک هرات چشم نا قابل است سهم تو یک قندهار، لب "بودا" دل من است که تخریب می شود بوسه است مرهم دل ومرهم گذار: لب می رقصمت چنین که تویی در نواختن نی : لب، کمانچه : لب، دف و چنگ و دوتار: لب در حسرتم که اول پائیز بشکفد بر
امشب نه مثل هر سال
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 23:01
امشبم با همه ی سال ها این موقع خیلی فرق داشت، شاید گرفتن بعضی تصمیم ها در نظر اول درست و منطقی باشه اما آدم وقتی توی شرایط قرار میگیره متوجه میشه که تصمیمش عواقبی داشته که در لحظه ی تصمیم گیری روحش هم از اون عواقب خبر نداشته شاید امشب عبادت درست و حسابی انجام نداده باشم و مثل هر سال نبوده باشم ولی
ادبیات واکنشی
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 23:01
خیلی خوبه که واسه خودت مرز و حریمی قایل باشی و پات رو از روی اون ارزش ها اونورتر نذاری اخه دیدم ادمایی که محدودیتشون رو بر مبنای محیط اطرافشون تعیین می کنن یعنی دقیقا مثل مایع بریزی کف زمین وا میره ، بریزی تو لیوان لیوانیه! دومین امتحان رو هم دادیم رفت. آشوبم آرامشم تویی ... من باید یاد بگیرم
مشکی
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 23:01
این چند روز مشکی می پوشه وبم. اگر از من ناراحتین اگر دلتون رو شکستم اگر ناخواسته یا خواسته باعث رنجشتون شدم ببخشین و واسم دعا کنید.
کامنت باران
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 23:01
یکی از دوستان گرامی 14 کامنت در 14 پست گوناگون گذاشتن و همش هم بی نام هست یعنی ارزو به دلم موند یکیتون اسم بذاره ، به اخرین کامنت ها که نگاه می کنم همه اسما سه نقطه و دو نقطه و لبخندو غریبه و اشنا و یکی که می دونیو و ... هستن. خوب برادر / خواهر من چه کاریه لااقل مثل بقیه دوستان که اسم الکی می زارن
آرزو کردم
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 23:01
ای که برداشتی از شانه ی موری باری بهتر آن بود که دست از سر ِ من برداری ظاهر آراسته ام در هوس وصل، ولی من پریشان تر از آنم که تو می پنداری هرچه می خواهمت از یاد برم ممکن نیست من تو را دوست نمی دارم اگر بگذاری موجم و جرأتِ پیش آمدنم نیست، مگر به دل سنگ تو از من نرسد آزاری بی سبب نیست که پنهان شده
بوی بهار نارنج پرید
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 23:01
یک توصیه ی شاید بهداشتی در مواردی که حس می کنید روحتون در شرف کراش کردنه از بین نبردن رابطه ی معمولی سلام علیکی و بزرگ نکردن اون آدم در ذهنتون هست. چرا که با فکر و خیال در مورد آدمی که نمی دونید آیا علاقه ای هست یا اگه هست دو طرفه است یا نیست نا خودآگاه از طرف چیزی دوست داشتنی می سازید، ممکنه هم د
ماه رمضون فقط اونجاش
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:58
که صبح تا شب همه بیدارن بعد شب تا صبح هم همه بیدارن ولی انرژی ها در حد مورچه است قدیما ماه رمضون ها رو بیشتر دوس داشتم کلا بوی ماه رمضون میومد همه جا تو خیابون آدم نمیدیدی روزه نباشه یا سیگار بکشه و ... ماه رمضون فقط اونجاش که بچه بودیم و واسه روزه گرفتن و ناهار نرفتن باید نامه از اولیا می بردیم م
واسم جالبه
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:58
واسم جالبه که بعضی ها مثل پسته ها لباس می پوشن و آرایش می کنند بعد به صورت گزینشی قسمتی از اخلاق و دین رو قبول دارن ( تا اینجاش جالب نیست حقشونه و به من چه، نمیشه بر ظاهر ادما قضاوت کرد) بعد همون ادم میاد میگه چرا فلان ادم مذهبی منافقه چرا اینکارو می کنه بعد اون کارم می کنه اخه فلون فلون فلون شده ا
حکایت دلبر ما 3
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 11:58
مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده هر که در عشق رکب خورده کنار افتاده فصل تا فصل خدا بى تو هوا یک نفره است از سرم میل به پاییز و بهار افتاده هر دو سرخیم ولى فاصله ما از هم پرده هایى است که در قلب انار افتاده پیش هم بودن و هم جنس نبودن درد است آه از آن سیب که در پاى چنار افتاده حس من بى تو به خود